HOSHI_KHAN

 مردم نمي توانند تنها زندگي كنند، به همنشين نياز دارند. 

حتي نمي توانند با كسي زندگي كنند،{درسته}

زيرا وقتي نتوانند تنها زندگي كنند،{خووووب؟؟!!!؟}

چگونه مي توانند با ديگري زندگي كنند؟!{چی بگم والا}

وقتي دو نفر كه هردو قادر به تنهازندگي كردن نيستند باهم ملاقات مي كنند،

آنوقت رنج هايشان فقط دوبرابر نمي شود، چندين برابر مي شود{بلللله!}

نمي توانيم از خود فرار كنيم. هيچ راهي وجود ندارد. راهي براي فرار از تنهايي وجود ندارد.

هرچه بيشتر بكوشيد از تنهايي فرار كنيد، احساس تنهايي بيشتري خواهيد داشت. اگر تنهايي را بپذيريد،‌آنرا دوست بداريد و از آن لذت ببريد، ‌خواهيد ديد كه از ميان مي رود و اگر هم باقي بماند، زيبايي خاص خودش را خواهد يافت.{چیییی مییییگی؟؟؟؟}

ما تنها خلق شده ايم و تنهايي، ‌آزادي ماست{ای وللللل}. تنهايي مقابل عشق نيست. در واقع، ‌فقط كسي كه تنهايي را پذيرفته ا ست، مي داند چگونه عشق بورزد. اين تناقض عشق است؛ تنها كسي كه تنهاست، ‌مي تواند عشق بورزد و تنها كسي كه عشق مي ورزد، تنها مي شود. تنهايي و عشق با هم اند، پس اگر نمي توانيد تنها باشيد، نمي توانيد عاشق باشيد. در اينصورت، اين به اصطلاح عشق شما، فرار از خودتان است. {باور نکنید}

اگر نمي توانيد در تنهايي با خودتان ارتباط برقرار كنيد، چگونه مي توانيد با ديگري رابطه داشته باشيد؟ عشق مصنوعي در جهان وجود دارد كه در آن انسانها مي كوشند از خودشان فرار كنند. در اين عشق، هر دو طرف مي خواهند ماواي خود را در وجود ديگري بيابند. اين يك فريب دو طرفه است.

تنهايي ما جزيي از وجود و فرديت ماست. از تنهايي شروع كنيد. حتي عشقتان بايد از تنهايي آغاز شود. در اينصورت، قادر خواهيد بود واقعا عشق بورزيد..

اینا رو من نگفتم؛ از یه عارف مشهور هندیه که دست بر قضا دستش از دنیا کوتاهه (اوشو)

گفتم فوت شده که یه وقت بهش ... ندین

خیلی نظر بدین البته همشون عالی باشنا

خوب حالا میخوام غافلگیرتون کنم پ یه نیت کنین

یه فال حافظ  :

۱

۲

۳

فال ۴۱۴

گلبن عیش میدمد ساقی گلعذار کو ...............باد بهاری میوزد باده خوشگوار کو

هر گل نو ز گلرخی یاد همی کند ولی ............گوش سخن شنو کجا دیده اعتبار کو

مجلس بزم عیش را غالیه مراد نیست...........ای دم صبح خوش نفس نافه زلف یار کو

حسن فروشی گلم نیست تحمل ای باد صبا ..دست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو

شمع سحر گهی اگر لاف ز عارض تو زد .........خصم زبان دراز شد خنجر ابدار کو

گفت مگر ز لعل من بوسه نداری ارزو ............مردم از این هوس ولی قدرت و اختیار کو

حافظ اگر چه در سخن خازن گنج حکمت است ..از غم روزگار دون طبع سخن گذار کو

HOSHI_KHAN

سلام

امیدوارم که عالی باشین

به نظرم مطالب خیلی ...

باید تغییرات اساسی کنن

با یه ضرب المثل شیرازی شروع میکنم:

یه ضرب المثل شیرازی میگه :برای اینکه شکست نخورید هرگز تلاش نکنید!!!!

Gençliğim dizleri üstüne çökmüş

Gençliğim dizleri üstüne çökmüş

Kapaklanınca sevda yoluna

Bir doğuş yaratıldı çırılçıplak

Ve sen.. Ve sen Ay yüzlüm

Kurumuş yaprak gibi düşerken dalından

Bir aah gibi uzun sesli koptun dudaklarımdan

Dön Ay yüzlüm dön, neredeysen dön

Sensiz olmuyor

Kan damlıyor gözlerimden kan

Gücün varsa gel, gel de sen dayan

Çünkü ben son nefes gibi titrek

Çünkü ben çırılçıplak

Çünkü ben sensizim

Çünkü ben... Çünkü ben

 

جوانیم روی زانوهایش  آوار شده

وقتي سدي مي شوند در راه عشق

مثل زخم عریانی دهن باز میکند

و تو ... وتو زيباي من

مانند برگ خشكيده اي بزودي از شاخه اش خواهد افتاد

همچون آه بلندي ، جدا شدي از لبهام

برگرد اي زيباي من كجايي برگرد

بی تو نمیشه زنده ماند

خون از چشمهام می ریزه , خون

اگر هنوز توانی در تو هست بیا , بیا و در کنارم بمان

چون که من مانند آخرین نفس(لحظات آخر زندگي يك برگ) در حال لرزیدنم

 

چون که من عریانم

چونکه من بی تو هستم

چونکه من .... چونکه من